قند عسل مامان و بابا

1

تولد شش سالگی متین مامان

عزیز دلم، قندعسلم ، گل پسرم تولدت مبارک امسال تولد متین مامان مصادف با دوم محرم بود، برای همین مامان آمنه یه هفته زودتر تولدتو تو خونه مامانی برات گرفت، از خوشحالی نمی دونستی چه بکنی، رفتیم با هم یه کیک خوشگل و شمع و فش فشه و بادکنک و خلاصه هرچی که خودت میخواستی برات خریدم ، برای شام هم مامانی لازانیا داشت البته مامان آمنه درستش کرد، مهمونای تولدت هم دای مهدی اینا و همه خاله ها به افتخار امیرمهدی و مانی ،مامانی و بابایی بودن ، انوشب با مانی و امیر مهدی یکم رقصیدیدو شمع فوت کردید، ورجه ورجه کردید تا اینکه نوبت کادوی تولدت شد، امسال برعکس سالهای گذشته همه حتی بابا مجیدت پول بهت کادو دادن بجز دایی مهدی که برات یه ماشین خوشگل خریده بوده که خد...
27 مهر 1394

اولین باری که گل پسرم به مدرسه رفت.

عزیز دلم، قندعسلم ، گل پسرم ، مدرسه رفتنت مبارک گل پسرم من امسال برای اولین بار وارد محیط مدرسه شد، امسال پسرم رفت به پیش دبستانی از اونجایی که متین مامان خیلی دوست داشت صبحها به مدرسه بره، مامان یه مدرسه که خیلی نزدیک خونه مون بود ثبت نامت کرد و برای شیفت صبح اسمتو نوشت، عزیز دلم، برای روز شنبه چهارم مهر سال 94 برای اولین بار با مامان آمنه و بابا مجید رفت مدرسه، از خوشحالی هم تو خیابون نمی دونست چه جوری راه بره. بابا مجید اول گل پسرم رو از زیر قرآن رد کرد، بعد تو مدرسه هم یبار دیگه مربیات از زیر قرآن ردت کرد، ایشالله که همیشه تو تمام دوران تحصیلت خدا یاورت باشه گلم، الان هم که حدود ده روز که از مدرسه رفتنت میگذره، هر روز خودت سر ...
13 مهر 1394
1