قند عسل مامان و بابا

1

محرم 93

ارباب صدای قدمت می آید / هنگامه اوج ماتمت می آید ما در تب و تاب غم تو می سوزیم/ یک روز دیگر محرمت می آید عزیز دل مامان باز محرم شد، تو کم کم معنی محرم رو بهتر می فهمی، دیشب شب تاسوعا پا به پای هیئت می رفتی و با اون دستای کوچلوت زنجیر می زدی تا آخرش هم عزاداری کردی و خسته نشدی خدا پشت و پناهت باشه عزیزم ، امروز هم صبح رفتیم خونه مامانی مثل هرسال حلیم نذر داشتن، رفتیم نذری گرفتیم و برگشتیم تا شب بابا مجیدت به هیئت برسه چون وقتی می خونه تو هیئت تو از همه بیشتر حال می کنی و میری پیشش یه لحظه ولش نمی کنی پا به پای بابات قدم بر میداری و زنجیر میزمی قربونت بشم من. اینم چندتا از عکسهای متین در ایام محرم ...
12 آبان 1393
1