قند عسل مامان و بابا

1

جشن شب یلدا

عریزدلم، قند عسلم، مامانت درگیر امتحاناش بود فرصت نکرد زودتر بیاد به وبلاگت سر بزنه، ولی تو این مدت گل پسر مامان حسابی تو مدرسه پیشرفت داشته، تو این مدت هم برای برگزاری جشن شب یلدا تو مدرسه تون وارد گروه نمایش شدی و میخواستی برای روز جشن پیش همه نمایش بازی کنی، ولی بخاطر آلودگی هوا و سرما چند بار مدرسه ها تعطیل شد و برنامه تون یک هفته بعد از شب یلدا برگزار شد، اما چه جشن باشکوهی شده بود حسابی تدارک دیده بودن از گروه ارکس و مجری و سالن زیبا برای نمایش، تزیینات عالی..... خلاصه که همه چی عالی بود، بابا مجید هم اونروز مرخصی گرفت که بیاد هنرنمایی گل پسرشو ببینه، اگه اجازه میدادن حتما مامانی و بابایی هم میگفتم ولی فقط گفته بودن پدر و مادرها بیان. ...
26 دی 1394
1