قند عسل مامان و بابا

1

تعطیلات تابستانی متین

متین عزیزم بعد از عید فطر بابا مجیدت دو هفته تعطیلات تابستونی داشت، تصمیم گرفتیم که هفته اول چون خیلی جاده ها شلوغ بود، جایی نریم بجاش هر روز برای تو یه برنامه داشتم، روز اول خونه مامانی رفتیم و روز دوم خونه مامان معصوم و روز سوم شهربازی سر خیابون روز چهارم خونه عمو مهرداد و روز پنجم رفتن به بازار  برای خرید  و روز ششم هم جمع آوری وسایل چون قرار بود با عمو حمید و عمو مهردادت بریم شمال ، فردای روزی که حرکت کردیم آویشه هم اضافه شد توی اتوبان فهمیدم که بابات اینا برنامه ریزی کردن که برن اردبیل تازه تو راه به من گفتن، من هم که چیزی زیادی برای این سفر طولانی همرام نبود. خلاصه اینکه چون عادت به ریز توضیح دادن سفرنامون ندارم اینکه یک شب آ...
4 شهريور 1392
1